تبليغاتX
.::اولین وبسایت طرفداران محسن افشانی::.
مصاحبه ی محسن افشانی با مجله ی "زندگی ایده ال"

دلنوازان را که می بینم دلم می گیرد


محسن افشانی یکی از ستاره های جوان تلویزیون است که با سریال "ترانه مادری" ستاره شد. ستاره ای نورس که شاید کمی دیر درخشید، چون چهره اش درست برخلاف و متضاد آن چیزی بود که در سریال ترانه مادری ظاهر شده بود.این روزها سریال "دلنوازان" در حال پخش از شبکه سوم سیما است، سریالی که همه عوامل ترانه مادری دور هم جمع شده اند تا باز هم لحظات سرگرم کننده ای را برای هم فراهم کنند. اما نکته قابل اشاره، حضور نداشتن محسن افشانی در کنار سیاوش خیرابی و محمد حاتمی در این گروه است. یک سال از پخش ترانه مادری گذشته و حالا افشانی که بعد از آن سریال 11 کار تلویزیونی انجام داده، همراه دلنوازان نیست. به بهانه نبودش با او به گفت و گو نشستیم.

پس از ترانه مادری...
بعد از ترانه مادری 11 کار انجام دادم که تله فیلم های "ضامن" و "ماهی کوچولوها دعا می خوانند" نمونه هایی از آن ها هستند. بعد سر کار "کیمیا و خاک" به کارگردانی عباس رافعی رفتم که به جشنواره فجر رفت. بعد از آن هم سریال "بازپرس" را به مهدی فخیم زاده کار کردم که هنوز هم ادامه دارد. الان هم برای سریال شهید بابایی به نام "شوق پرواز" قرارداد امضا کردم. سریال بازپرس اکثر قسمت هایش فیلمبرداری شده و تک پلان های آن باقی مانده است. شاید بتوان گفت در ماه، 4 روز بیشتر با من کار ندارند. برای کار شوق پرواز هم 2 ماه قرارداد بستم که 4 مهرماه به پایان رسید. در کلانتر 3 نقش پسری به نام شهاب را دارم که نامزدی به اسم نازنین دارد. 4 دوست هستند که درگیر ماجرای قتلی می شوند. این اپیزود در 6 قسمت پخش می شود که در حقیقت می توان گفت نقش اصلی آن، من هستم. در این کار پویا امینی، پرهام امینی، صبا کمالی، عمار تفتی و آرام جعفری هم حضور دارند. شاید هر سه کاری که نام بردم کاری روتین و هر شبی نباشد، اما به خاطر زمان پخش تفاوت چندانی با کار روتین ندارند. مثلا سریال مهدی فخیم زاده حدود 4 ماه روی آنتن است.

محسن افشانی مثل جت بالا رفت
معتقدم با این کارها محسن افشانی دوباره گل خواهد کرد. این برای خودم هم عجیب است که نزدیک به یک سال، کاری که چندان دیده و پخش شود نداشتم، اما هنوز هم پیشنهادهای من زیاد است. حتی اجرا را هم کنار گذاشتم. قرار بود برای شبکه دوم در ماه رمضان اجرا داشته باشم، اما بنا به دلایلی مثل زمان کوتاه و برآورد مالی کم نشد کار را پیش ببریم. به هر حال در این یک سال محسن افشانی مثل جت رفت بالا. چه کسی فکر میکرد با احتساب ترانه مادری و کاراگاهان 14 کار داشته باشم؟ همه انتخاب هایی که تا به حال داشتم با رضایت خودم انجام شده و از آنها راضی هستم. اینجایی که الان هستم همان جایی است که می خواستم و دوست داشتم.

اما سر ترانه مادری به من گفتی خیلی زود یکی از ستاره های سینمای ایران می شوم!
اره اما نه به این زودی! نه در یک سال. حتما در 2-3 سال اینده این اتفاق خواهد افتاد.

این اعتماد به نفس را در مورد قبول شدن در دانشگاه سراسری هم داشتی، اما قبول نشدی!
چرا قبول شدم و از میانسال دوم به دانشگاه آزاد می روم. در دانشگاه سراسری هم به آن چیزی که می خواستم نرسیدم. در دانشگاه آزاد، مهندسی مکانیک با گرایش سیالات را خواهم خواند.

مثلث من، سیاوش و سهیلی زاده
تیزرهای دلنوازان را که دیدم، خیلی دوست داشتم من هم باشم. شاید قرار بود این اتفاق بیفتد، اما بالاخره همه می دانستند من سر کار آقای فخیم زاده هستم، وگرنه از خدایم بود سر کار اقای سهیلی زاده هم باشم و مثلث قدیمی سهیلی زاده، من و سیاوش باز هم قشنگ می شد. قطعا با نقشی متفاوت. ولی خب هنوز هم سیاوش را می بینم و رابطه مان با هم عالی است. چند روز پیش مراسم ختم پدر حسام نواب صفوی با هم بودیم. مشکلی هم نداریم. حتی با هم به برنامه جشن رمضان هم دعوت شدیم.

حرص نمی خورم، دلم می گیرد!
شاهرخ استخری حتما می تواند مثل پویا نظری گل کند. او یکی از دوستان خوب است و توانایی و استعداد بازیگری هم دارد. حال و هوای ما که همه جوان هستیم، یکی استو مطمئنم این سریال با پرداختن به مشکلات جوانان می تواند موفق عمل کند. مطمئنا دلنوازان هم کار خوبی می شود، چون اقای سهیلی زاده وقتی کاری می کند می داند باید یک پله بالاتر از ترانه مادری باشد و دیگر این مردم هستند که باید ببینند، می توانند با داستان همذات پنداری کنند یا نه! از این که نتوانستم در این کار باشم دلم گرفت! در کل هر کاری که به من پیشنهاد می شود و به دلایلی نمی توانم در آن شرکت کنم، دلم می گیرد. بعد وقتی کاری را روی آنتن می بینم حرص می خورم و با خودم فکر می کنم من باید جای او باشم . شاید خیلی بهتر از آن طرف می توانستم بازی کنم.

با شهرت منطقی ام
با این که شهرت را همه دوست دارند، اما از اینکه کمی دیرتر از سیاوش شناخته شدم خوشحالم. واقعا یکی دو ماه راحت بودم. چون دیگر کسی در خیابان نمی گفت بیا با هم عکس بگیریم، من به عنوان یک شخصیت اجتماعی دلم می خواهد زندگی کنم. باید زندگی کنم! خیلی هم مهم نیست کسی مرا بشناسد یا نه! محبوبیت برای من بیشتر از شهرت اهمیت دارد، ولی خب داشتن شهرت کار آدم را راه می اندازد. وقتی ماشینم چپ شد، کار بیمه ی بدنه ام بیشتر به خاطر شهرتم راه افتاد. حتی در محدوده ی طرح ترافیک رفتنم با استفاده از چهره ام راحت تر می شود، اما مگر یک شهرت چقدر طول می کشد؟ مصمطفی زمانی که پرپر می کردنش و روی هوا می بردنش، الان کجاست؟ چه کسی خبر دارد؟ به غیر از فیلم "آل" چه کاری انجام داد؟ اگر آدم بخواهد به خاطر فراموش شدن اذیت شود دیوانگی محض است. چون بالاخره این اتفاق می افتد، پس حتی ناراحت هم نیستم که در دلنوازان نیستم!

نکته ی خیلی عجیبی که وجود دارد، دلتنگی من برای ترانه مادری است. من نوستالژی عجیبی با بو و صدای آدمها دارم. وقتی دوست 10 سال پیشم را می بینم اعصابم خرد می شود. چون یاد خاطره ها می افتم و این که چرا این چند سال گذشت؟ ترانه مادری هم برای من این طوری بود که این حس ها را با آن دارم. مثلا وقتی از کنار خانه باغ رد می شوم یا بویی به مشامم می خورد که با آن یاد ترانه مادری می افتم یا ترانه ای از محسن نامجو که همه با هم گوش می دادیم را می شنوم، دلم تنگ می شود.

******

محسن افشانی به همراه سیاوش خیرابی، پشت صحنه ی فیلم "تردید"، تابستان 87


**********

پ.ن1: اقای افشانی، وقتی بیبی فیس تری، خیلی دوست داشتنی تر هستی!

پ.ن2: اقای افشانی، یک هنرمند هیچوقت نباید اینقدر بی رحمانه و بی تفاوت در مورد فراموش شدنش صحبت کند. درست است که برای خودش یک انسان مستقل است اما در حقیقت متعلق به خودش نیست و افراد زیادی هستند که بود و نبود او برایشان اهمیت دارد، اگر اینگونه بود که نامش هنرمند نبود! حتی به دست آوردن جایگاه شهرت که در مقایسه با محبوبیت هیچ است هم آنقدرها راحت نیست. چون به هر حال فراموشی باعث نابودی زیبایی هنر یک هنرمند می شود.

پ.ن3: به نظر من شخصی مانند "مصطفی زمانی" اصلا ارزش هیچگونه معروفیت یا محبوبیت نداشته که حالا بخواد چیزی را از دست بدهد. کسی که با مادیات و خرید نقش وارد حرفه ی بازیگری شود، همان بهتر که نباشد!...حتی اگر مخاطب خاص را هم کنار بگذاریم، به عقیده ی من این روزها حتی سطح انتظار و شعور مخاطب عام هم بالاتر رفته و به هیچ وجه نباید شهرت زودگذری که تصاویر یک عده نابازیگر بر روی جلد مجلات رنگارنگ به خصوص "زرد" به وجود می آورند، با محبوبیت اشتباه گرفته شود. به هر حال این روزگار این مردمان جو زده است!



نگارش در تاريخ دوشنبه هجدهم آبان 1388 توسط تبسم و پارمیدا |

اسکن های مجله ی "7 روز زندگی" + خبر

اسکن های مجله ی "هفت روز زندگی" (با تاخیر)

 

*****

طی سرقتی که به دفتر موسسه ی "شکوفا فیلم" زده شده، علاوه بر نرم افزارها و سخت افزارهای موجود در موسسه، سریال "پرانتز باز"، فیلم "غریبه ای در شهر" و تله فیلم "محله ی من" هم دزدیده شده.

*****

پ.ن: از این هفته به علت مشغله های کاری و درسی زیاد، ممکنه آپدیت و تایید نظرات بیشتر از قبل طول بکشه.


نگارش در تاريخ جمعه پانزدهم آبان 1388 توسط تبسم و پارمیدا |

عکس درخواستی و خبر

عکسی از محسن افشانی که درخواست کرده بودید.


خبرهای اخیر:

-محسن افشانی مشغول بازی در تله فیلم جدیدی به اسم "وجدان -آشفته"به کارگردانی "منوچهر هادی" برای شبکه ی دو سیماس. این تله فیلم در لوکیشنی در سعادت آباد در حال فیلمبرداریه و نقش محسن "آرش" نام داره.
بازیگران دیگری هم مثل میکائیل شهرستانی، لیلا زارع، مطصفی عبداللهی، رویا میرعلمی و محمود عزیزی در اون بازی می کنند.

- 70% از تصویربرداری سریال "قتل در ساختمان 85" به طور کامل با تدوین همزمان به پایان رسیده و یک و ماه نیم دیگه به پایان تصویربرداری لوکیشن های داخلی مونده و بعد از اون وارد لوکیشن های خارجی میشن که شامل: بازار، بیمارستان، کلانتری و خیابونه. کل کار تا شش ماه آینده به پایان میرسه.

- فیلم سینمایی "کیمیا و خاک" هم در مرحله ی صداگذاری قرار داده.

*****

پنج شنبه ی هفته ی گذشته محسن افشانی تو شهرک بیمه(حوالی اکباتان) به عنوان مهمان جشن دعوت شده بود، که بر حسب اتفاق نزدیک منزل ما بود. اما من درست در اواسط برنامه از برنامه مطلع شدم و البته به دلیل مشغله ی کاری هم نمی تونستم برم. شنیدم برنامه ی جالبی بوده...هر کسی عکس یا فیلمی داره به اشتراک بذاره خوشحال میشیم.

از اونجایی که دیدم سریال دلنوازان طرفدار زیادی داره باید بگم،  هفته ی قبلشم سیاوش خیرابی و شاهرخ استخری هم حضور داشتن.


نگارش در تاريخ شنبه نهم آبان 1388 توسط تبسم و پارمیدا |






قالب وبلاگ